صفحه اصلی درباره ما پیوندها جستجوی اخبار صفحه کنترل
چهارشنبه 17 شهریور 1389
 
اخبار
تعداد بازدید : 63 Print Image  نسخه چاپی Print Image ارسال به دوستان
چهارشنبه 16 دی 1388
عنوان : مي‌دانستيم صدام اسيران ايراني را مي‌كشد اما نگفتيم
مشروح مذاكرات سردار باقرزاده با پيتر اشتوکر

متن کامل مذاکره سردار میرفیصل باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین با "پیتر اشتوکر" نماینده صلیب سرخ جهانی پیرامون مفقودین جنگ عراق علیه ایران و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و سکوت مجامع جهانی منتشر شد.


 

این دیدار در جریان جنگ غزه و پیرامون مسائل انسانی این جنگ انجام شده است. متن کامل این مذاکرات به شرح زیر است:


 

پیتر اشتوکر نماینده صلیب سرخ:


 

برای ما افتخار بزرگی است که در اینجا باشیم، در جلسه‌ای که سردار باقرزاده حضور دارند. این جلسه برای من خیلی اهمیت دارد. می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و در حضور سردار اعتراف کنم که اگر این روند کُند پیش‌رفته بخاطر این بوده که روند، روند پیچیده‌ای بود و با این اوصاف، روند نرمال بوده است. اما نتوانسته‌ایم با سردار آن ارتباط نزدیک را برقرار کنیم.


 

کمیسیون تحقیق و تفحص از نظر سازمانی محور اصلی است برای مفقودین جنگ از طرف سازمان اعتراف می‌کنم که برای برقراری روابط نزدیک با سردار باقرزاده خیلی موفق نبوده‌ایم. این روابط نزدیک ـ که باید ایجاد می‌کردیم ـ باید این درک را در دیگران ایجاد می‌کرد که صلیب با چه محدودیت‌هایی دارد کار خودش را انجام می‌دهد.


 

درست است که از نظر کمک‌های مالی، صلیب یک محدودیت‌هایی دارد اما در خصوص تهیه دستگاه لازم برای تعیین هویت سازمان‌های ایرانی این صلاحیت را دارند که نواقص را تکمیل کنند تا کار به نحو احسن انجام شود. در خصوص عدم تعامل نزدیک و همکاری مشترک مجددا اظهار تأسف می‌کنم، اما کارگاه آموزشی اخیر کار خوبی در این راستا بوده‌ است. چیزی که باعث تأسف است این است که نتوانستیم همه را در کارگاه آموزشی جمع کنیم و نتوانستیم تجربه طرف ایرانی را به سایر سازمان‌ها و صلیب منتقل کنیم. برای من باعث افتخار است که از نزدیک با سازمان‌های مرتبط با صلیب آشنا شدم. من سال‌ها در بوسنی از تجربه سازمان‌های دیگر استفاده کردم. به شما اطمینان می‌دهم که برای ما مهم است خارجی‌هایی که به اینجا می‌آیند بتوانند از تجربیات شما در این زمینه بهره‌مند گردند.


 

یکبار دیگر می‌خواهم اطمینان دهم که افتخار بسیار بزرگی است برای کسی که خودش را سهیم بداند در کار عظیم جستجوی مفقودین ایران. جستجوی مفقودین و تعیین هویت آنها می‌تواند التیامی برای دردهای خانواده‌های آنان باشد. نقش اصلی را مقامات ایرانی و عراقی دارند. هرجا که لازم باشد و فضایی ایجاد شود برای ورود صلیب سرخ این کار را خواهیم کرد. خصوصاً اینکه طرف عراقی عملکرد ضعیف‌تری دارد و نیاز به کمک بیشتری دارد. خوشحال هستیم که بتوانیم به عنوان یک رابط بین طرف ایرانی و عراقی عمل کنیم. فکر می‌کنم که برای ما یک شروع جدید است. امیدواریم اطمینان و اعتماد لازم را برای همکاری از سوی سردار باقرزاده بدست آورده باشیم.


 

سردار باقرزاده:


 

از حضور گرم و صمیمانه آقای اشتوکر در این جلسه تشکر می‌کنم و همچنین سال جدید میلادی را خدمت ایشان و همراهان تبریک عرض می‌نمایم.اجازه می‌خواهم که در شروع صحبتم یکی از تعالیم حضرت عیسی (ع) را به عنوان تبرک جلسه اشاره کنم. این فرمایش حضرت عیسی ناظر و گویای تکالیفی است که ما انسان‌ها در شرایط بحران و در مصائب، از جمله در موضوع جنگ داریم. من معتقدم این جملات باید با آب طلا برسر در صلیب سرخ و حتی بر سردر سازمان ملل متحد نیز نگاشته شود.


 

حضرت عیسی(ع) می‌فرمایند: براستی که آتش اگر در خانه‌ای روی دهد، پیوسته از خانه‌ای به خانه دیگر برود تا آن هنگام که خانه‌های بسیاری به آتش کشیده شود. مگر آنکه خانه نخست را دریابند و بنیانش را برکنند، تا آتشی در آن نباشد تا عمل کند و بسوزاند. همینطور اگر جلوی ستم و ظلم ستم‌پیشه گرفته شود، دیگر پس از او ستمگری یافت نشود که ستمکاران دیگر بخواهند به او اقتدا کنند، همینطور که اگر در خانه اول آتش نبود اتفاقی نمی‌افتاد.


 

در حقیقت از مجموعه این تعاریفِ حضرت عیسی (ع)، دو شاخص بدست می‌آید.


 

پیشگیری .


 

سرعت عمل.


 

ما شرایط شما را در وقایع تلخ جهانی کاملاً درک می‌کنیم و معتقدیم که باید به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ کمک شود. بطور مثال در همین حوادث اخیر غزه، صلیب تحت فشار است و من تشکر می‌کنم از موضع صلیب مبنی بر اظهار نگرانی از حوادث غزه. ما می‌گوییم آن چیزی که اولویت دارد در حوادث انسانی این است که ما مراقبت کنیم کسی کشته نشود. تا اینکه بخواهیم بعداً مفقودین را پیدا کنیم یا آنها را شناسایی کنیم. بطور مثال در جریان غزه که امتحان سختی است، هم برای مردم و هم برای سازمان‌های بین المللی و بشر دوستانه.


 

جالب است بدانید که BBC که بنگاه خبر پراکنی دولت انگلستان است به ایران اعتراض می‌کند که چرا تصاویر کشته‌شدگان غزه را نشان می‌دهید اما اعتراض نمی‌کند که چرا رژیم صهیونیستی دارد بی‌گناهان را می‌کشد. از نظر ما غزه یک کلکسیون کامل نقض قوانین بین‌المللی است. من برخی از موارد را استخراج کرده‌ام که می‌خواهم در اینجا به آن اشاره‌ای کنم، چون این مسائل را یک تکلیف می‌دانم برای خودم و برای رسیدن به مباحث مفقودین.


 

اعلامیه سندپترزبورگ مورخ 29 نوامبر 1868 در ممنوعیت استفاده از گلوله‌های انفجاری کالیبر کوچک است. اعلامیه نهایی کنفرانس بروکسل در سال 1874 در مورد مقررات و رسوم جنگ و لزوم تفکیک نظامیان از غیر نظامیان.


 

قطعنامه‌های لاهه مورخ 29 ژوئیه 1899 در مورد قوانین و عرف جنگ‌های زمینی و همچنین قرارداد مربوط به عهدنامه 1864 ژنو مربوط به جنگ دریایی و سه اعلامیه نیز در زمینه رعایت حقوق بشر در شرایط جنگ زمینی. عهدنامه مورخ 6 ژوئیه 1906 در مورد حمایت از بیماران و مجروحان جنگی. (ظاهراً این عهدنامه اصلاح شده عهدنامه 1864 می‌باشد.)


 

عهدنامه ژنو مورخ 27 ژوئیه 1929 در مورد رفتار با مجروحان و بیماران و سرنوشت اسیران جنگی (که ما همین‌جا نگرانی خود را از سرنوشت خبرنگار شبکه العالم اعلام می‌کنیم) .


 

قرارداد مورخ 1935 درباره حفاظت از بناهای تاریخی و مراکز علمی و هنری در زمان جنگ. (غزه را ما مسلمان‌ها به عنوان غزه هاشم می‌شناسیم، جناب هاشم جد پیامبر ماست که در آنجا دفن است)


 

کلیه مقررات چهارگانه ژنو، به نوعی دارد نقض می‌شود.


 

کمیته صلیب سرخ عالی‌ترین نهاد بین المللی بی‌طرف است که باید به عنوان ناظر جلوی نقض مقررات را بگیرد و نسبت به آن حساسیت نشان دهد. چرا این اهمیت دارد؟ چون بسیاری از قوانین و مقررات بشردوستانه ماهیت کیفری دارد. یعنی صلیب باید اعلان کند که کسانی که این مقررات را نقض می‌کنند به عنوان جنایتکار جنگی شناخته می‌شوند. چون اساسنامه 1998 رُم، برای این گونه موارد مجازات و کیفر قائل است. این مقررات همگانی است و شامل همه کسانی که مقررات را نقض کنند خواهد شد.


 

آنجایی که ما با شما مشکل داریم نوع برخورد است. ما معتقدیم با صراحت و شدت بیشتری برخورد شود و اعلان شود که چه کسی دارد جنایت می‌کند؟ آن کسی که دارد بمب می‌اندازد چه کسی است؟ اگر این اتفاق بیافتد اعتماد بین مردم و صلیب تقویت می‌شود. شما می‌دانید که رهبر انقلاب از جمله افرادی بودند که از نخستین روزهای حادثه غزه با نگاه دفاع از حقوق بشر، اعلامیه‌ای صادر کردند و من متأسفم صلیب در تهران در راستای مطالبه‌ این حقوق اقدامی نکرده است. حداقل این بود که یک بیانه‌ای صادر می‌کردند و اظهار نگرانی‌ می‌کردند. اگر پیام مقام معظم رهبری را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید در این پیام سازمان‌های بین المللی و حقوق بشری مورد خطاب و مورد سؤال هستند.


 

به اعتقاد من در حال حاضر از جمله مواردی که خیلی مهم است، بند 2 از ماده 3 قطعنامه 3675، مورخ 9 دسامبر 1970 است که در آن اصول اساسی حمایت از جمعیت غیر نظامی در مخاصمات مسلحانه را مورد تأکید قرار داده است. من نزدیک به 30 سال است که مستقیماً با مسائل انسانی ناشی از جنگ درگیر هستم.


 

ما در زمان جنگ هم این نگرانی‌ها را به صلیب و نمایندگان سایر سازمان‌ها اعلام می‌کردیم. دقیقاً همین نقض مقررات آن زمان توسط صدام صورت می‌گرفت. همه آنهایی که آن زمان از صدام حمایت می‌کردند الآن دارند از اسرائیل حمایت می‌کنند. این فرمایش از بزرگان ماست: «من جرب المجرب حلت به الندامه»؛ یعنی اگر تجربه شده را دوباره تجربه کنیم پشیمانی در پی دارد.


 

ما فکر می‌کنیم اگر الآن به این مسائل توجه نشود، چند سال بعد خیلی راحت می‌گویند متأسفیم و کار را با همین یک جمله تمام می‌کنند. در حالیکه دیگر اعتماد مردم را از دست داده‌اند. هیچ زمانی در کشورهای عربی، دولتمردان در نظر مردمشان اینقدر منفور نبوده‌اند.


 

صحبت‌های سردار باقرزاده در مورد مفقودان ایران و عراق:


 

ما بعد از سقوط صدام همه نوع کمک را در خصوص مردم عراق بعمل آوردیم. زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد من پنج پیشنهاد به مسئولین وزارت خارجه دادم. شاید تعجب کنید که یک نظامی به مباحث انسانی جنگ چکار دارد. ولی به شما اطمینان می‌دهم اگر هر نظامی دیگری از ایران جای من بود همین پیشنهاد را می‌داد. یکی از پیشنهادات من، ایجاد یک کوریدوری برای انتقال مجروحین به داخل ایران بود. این پیشنهاد شبیه پیشنهاد دکتر متکی به مصر برای ایجاد یک بیمارستان صحرایی در مصر بود ولی دولت مصر قبول نکرده‌است.


 

پیشنهاد ما به شما این است که حالا که آنها پیشنهاد ایران را قبول نمی‌کنند، شما به نمایندگی از ایران بروید این کار را بکنید. من به شما اطمینان می‌دهم که همه مردم ایران به شما کمک خواهند کرد تا شما بتوانید بیمارستانی را در نزدیکی رفح ایجاد کنید. پیشنهاد دیگر من این بود که شرایطی ایجاد شود تا بتوانیم آب معدنی به مردم بصره و سایر مردمی که از بی آبی رنج می‌برند برسانیم.


 

حتی بالاتر از آن، نظامی زن آمریکائی که در زمان حمله آمریکا به صدام توسط رژیم بعث اسیر شد را ما پیشنهاد دادیم که این نظامی زن را آزاد کنند. حالا شما ببینید آیا اجازه می‌دهند کشتی خدمات‌رسانی ایران به غزه نزدیک شود؟ یا شرایطی ایجاد می‌شود که مادران و کودکان در امنیت قرار گیرند؟ ما در مرور پرونده جنگ‌ها همیشه به یک نقطه واحد می‌رسیم و آن نقطه، نقطه دورشدن از تعالیم الهی انبیاء است.


 

اگر آتش اسرائیل توسط وجدان‌های بیدار از نخستین مرحله خاموش شود، این آتش دیگر به جاهای دیگر سرایت نمی‌کند. اگر آن ساختمانی که کابینه جنگ اسرائیل در آن تشکیل می‌شود بر سر آنها خراب شود دیگر جنگ به جای دیگر سرایت نمی‌کند. شما به عنوان نماینده یک سازمان معتبر جهانی موظف هستید ندای مظلومیت را به همه برسانید. مبنای عرایض ما فرمایشات حضرت عیسی مسیح است. البته تعالیم حضرت مسیح به این ختم نمی‌شود.


 

من فراز دیگری به شما می‌گویم: هرگاه یک ماری آهنگ نیش زدن می‌کند و کسی که این صحنه را می‌بیند ولی برادر خودش را متوجه نمی‌کند که نجات پیدا کند، در حقیقت در خون او شریک است. همینطور تعبیر کرده‌اند که اگر ببیند برادرش گناهی انجام می‌دهد ولی او برادرش را نهی نکند، او در گناه برادرش شریک است. همینطور می‌فرماید اگر یک ظالمی که ظلم می‌کند مورد بازخواست قرار نگیرد، دیگران نیز در ظلم او شریک هستند. چطور یک ستمکار می‌خواهد هراسان باشد در حالیکه مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. وقتی اینگونه باشد در آسایش و امنیت است.


 

ظاهر این ماجرا این است که ایشان پیامبری بوده که با چیزی کاری نداشته ولی حقیقت این است که حضرت عیسی با ظالم مبارزه می‌کرده است. من به ایشان اطمینان می‌دهم که در مسیر خوبی قرار گرفته‌اند و روی کمیته مفقودین می‌توانند حساب بازکنند. از اینکه سطح خواسته‌های ما بالاتر از توانمندی‌های شما بوده است از شما عذر می‌خواهیم. تصور ما این بوده است که صلیب می‌تواند به ما کمک کند. اگر توانستید به ما کمک کنید، ولی اگر نتوانستید ما ادعایی نداریم. ما عادت کرده‌ایم در شرایط سخت کار کنیم. الآن که شرایط خوبی است، امیدوارم بتوانیم همکاران خوبی برای صلیب باشیم.


 

پیتر اشتوکر نماینده صلیب سرخ:


 

تشکر می‌کنم بخاطر صداقتی که در صحبت‌هایتان بود و مطالبی که با جزئیات کامل برای من بیان کردید.


 

به نکات بسیار مهم و ارزشمندی اشاره کردید. مایلم که در جلسات بعدی بنشینیم مفصل در خصوص مواردی که گفتید با هم صحبت کنیم. امروز می‌خواهم کلی‌تر صحبت کنیم. اول از همه می‌خواهم اطمینان دهم از اینکه سازمان ما آگاهی کامل از نقش بسیار مهم و غیرقابل انکار ایران در خاورمیانه دارد. بنابراین این مطلب یکبار دیگر نشان می‌دهد که یک انقلاب باید از یک پشتوانه معنوی برخوردار باشد.


 

شاید به دلیل همین معنویت ساختار حکومتی است که ایران این امتیاز را دارد که نقشی را که باید در خاورمیانه ایفا کند را ایفا می‌کند. من خیلی دوست ندارم لفظ خاورمیانه را بکار ببرم چرا که یک کلمه‌ای است که بوجود آمده مثل خاور دور و ... . من اینجا را همیشه جزئی از غرب آسیا می‌دانم.


 

شکی نیست که از مهمترین اهداف صلیب سرخ در تمام دنیا بحث پیشگیری است. اما پیشگیری را زمانی صلیب شروع می‌کند که شاید در مراحل بعدی باشد. آن پیشگیری که شما می‌گویید یک بعد سیاسی دارد و یک تلاش سیاسی را می‌طلبد.


 

آن خانه‌ای که شما به آن اشاره کردید که باید در مورد آن پیشگیری صورت گیرد کاملاً درست است اما در خصوص این موضوع به جای صلیب سرخ اراده و خواست نهادهای سیاسی است که باید مؤثر واقع شود.


 

 


 

در خصوص جامعه بین‌الملل، می‌دانیم بی‌بی‌سی چیست و به چه منظور کار می‌کند و می‌دانیم که سازمان ملل چیست و چه کسی بر آن تسلط دارد. در خصوص پیشگیری جوامع بین‌الملل، اینها وظیفه دارند که همواره به اسرائیل یادآوری کنند که امنیت آن در گرو این است که همسایگانش را دوست داشته باشد. ماهیت همه چیز عوض شده و به بیراهه کشیده شده و همین به اسرائیل اجازه انجام این کارها را می‌دهد.


 

جریان غزه یک تراژدی است که ما تاکنون با آن مواجه نبودیم و چیزی که این جریان غزه را غم‌انگیزتر می‌کند این است که همین مردم غزه مردمی هستند که در دهه 80 از اسرائیل اخراج شدند. بنابراین برای اسرائیل خوشایند نیست مردمی را ببیند که یک روز اخراجشان کرده و آنها هنوز هستند و خواسته‌هایشان ادامه دارد. به همین دلیل نمی‌خواهد که باشند. شکی نیست که نقش ایران در این خصوص بسیار حیاتی و حساس است و یک روزی فلسطینی‌ها از نقش ایران در این مورد متشکر خواهند بود. به خاطر اینکه وضعیت از این وخیم‌تر نشود باید در آنجا حضور داشته باشیم.


 

برخلاف وظیفه‌ای که جامعه بین‌الملل دارد – که من نمی‌دانم چه کسانی هستند؟! – وظیفه‌ای که صلیب برای خودش در نظر گرفته این است که در کنار مردم غزه حضور داشته باشد. اگر شرایط طوری پیش بیاید که از غزه اخراج شویم، نتوانسته‌ایم وظیفه خودمان را خوب انجام دهیم. زمانی فرا خواهد رسید که افرادی در اسرائیل برسر کار خواهند آمد که مجبور می‌شوند کاری را انجام دهند که توسط کشورهای منطقه پذیرفته شود.


 

فلسطینی‌ها در 2 بُعد به حمایت نیاز دارند :


 

الف) حمایت سیاسی (فشار بر اسرائیل)


 

ب)حمایت‌های بشردوستانه (حضور در کنار آنها)


 

زمانی علنی صحبت می‌کنیم که بدانیم این علنی صحبت کردن به کار ما کمک می‌کند. هزینه‌ای که برای علنی صحبت کردن می‌پردازیم، هزینه بسیار بالایی است. رپیم صهیونیستی بارها عصبانیتش را اعلام کرده که صلیب همیشه خواسته در فلسطین (غزه) حضور داشته باشد.


 

اسرائیل شرایط کار را برای حضور صلیب در فلسطین دشوار کرده است. به خصوص در یک سال گذشته. آنهم بخاطر گزارشی بود که صلیب در اواخر سال گذشته میلادی منتشر کرد. عنوان مقاله، «کرامت انکار شده مردم فلسطین» بود. صلیب به صورت علنی در آن گزارش اعلام کرده بود که سرزمین فلسطین اشغال شده و مردم فلسطین از کرامت انسانی محروم هستند.


 

صلیب این مطلب را علنی به آنها اعلام کرد بعد از اینکه اسرائیل پس از سال‌ها حرف‌های ما را نپذیرفت. صلیب هزینه بالایی برای این موضوع پرداخت کرد و شرایط در غزه به حدی سخت شده که گاهی فرصت کار در غزه را از ما می‌گیرند. نکته مهم دیگر اینکه روزی که صلیب از حضور فیزیکی محروم شود و مثل سایرین صرفاً به حرف زدن بپردازد، دیگر نخواهد توانست اسنادی را تهیه کند که سال‌ها بعد در دادگاه جنایات جنگی بر علیه رژیم صهیونیستی استفاده کند.


 

گزارش فلسطین با همکاری دفاتر ما در بیت‌المقدس و تل‌آویو تهیه شده بود که خیلی هم طولانی بود. اما تصمیم گرفته شد که کوتاه شود و برخی موضوعات علنی گفته نشود. این گزارش سیاسی نبود بلکه حقایقی بود که در آن سرزمین در جریان بود.


 

حضور صلیب در فلسطین اشغالی برای اسرائیل یک مسئله حادی شده است که از آن رنج می‌برند و اگر ما در آنجا نبودیم جنایات بیشتری صورت می‌گرفت که اسرائیل بر آن سرپوش می‌گذاشت. می‌فهمم که تهران یکسری عصبانیت‌هایی از صلیب دارد به دلیل سکوتی که صلیب در این موضع از خود نشان داده است اما نکته اینجاست که چیزی به نام جامعه بین‌الملل وجود ندارد، عملکردی هم ندارد. سازمان ملل اصلاً عملکردی ندارد. مردم و دولت‌ها از ما انتظار دارند که علنی اظهار نظر کنیم ولی پیامدهای بسیار ناگواری برای ما دارد و شاید دیگر ما نتوانیم در غزه حضور داشته باشیم.


 

ما بی‌طرف نیستیم که خوشایند اسرائیل باشد. ما طرفدار قربانیان جنگ هستیم. ما در خصوص مسائل سیاسی بی‌طرف هستیم، اما در خصوص مسائل بشردوستانه ما طرفدار فلسطین و قربانیان جنگ هستیم.سیاستمداران در قبال مسئولیتی که به عهده آنهاست عملکرد مناسبی نداشته‌اند. در واقع هیچ عملکردی نداشته‌اند اما ما نمی‌توانیم جایگزین مناسبی برای آنها باشیم. چون در آن زمان اتهامات سیاسی به ما وارد می‌شود و این بهانه خوبی برای اسرائیل خواهد بود تا عذر ما را از غزه بخواهد. وظیفه ما این است که در کنار مردم غزه باشیم و اسناد مربوط به حوادث و جنایات مورد وقوع در غزه را ثبت کنیم. فلسطین و مردم آن به حضور فیزیکی ما در آنجا نیاز دارند و همین امر باعث می‌شود که نتوانیم به صورت علنی اعتراض خود را بیان کنیم چون وقوع این امر یعنی خروج از غزه و فلسطین.


 

ما هم معتقدیم که مشکل برمی‌گردد به همان خانه اول که آتش از آنجا شعله‌ور شده است. چیزی که نیاز است تفکری است که باید در دنیای غرب بوجود بیاید. خیلی‌ها واقف هستند که نفوذ غرب در این منطقه دارد کاهش پیدا می‌کند. چون متحدان آمریکا در این منطقه یا اسرائیل است و یا دولت‌هایی است که محبوب مردمشان نیستند.


 

شاید وظیفه صلیب سرخ نباشد که آتش خانه اول را خاموش کند و شما نیز این مطلب را به رهبر معظمتان انتقال بدهید که شاید نشود آن کاری را که از سازمان ملل و دولت‌ها انتظار می‌رود انجام دهند، صلیب بتواند انجام دهد. روزی که فلسطینی‌ها بتوانند در سرزمین خودشان در صلح زندگی کنند، از کشور و سازمان‌هایی که توانستند آتش را خاموش کنند قدردانی خواهند کرد، خصوصاً از صلیب سرخ.


 

اسرائیل شاید نتواند ما را از غزه بیرون بیاندازد ولی کار را برای ما بسیار دشوار خواهد کرد. ما باید هفته‌ها تلاش می‌کردیم که نمایندگان ما بتوانند وارد غزه شوند. اما تصمیم گرفتیم که هزینه‌های آن را بپردازیم و گزارش را منتشر کنیم. بعد از انتشار گزارش، اسرائیلی‌ها حاضر نشدند با ما مذاکره کنند. ما تنها سازمانی هستیم که اسرائیل نتوانسته به آن اتهام سیاسی بزند. چون می‌داند ما در آنجا حضور داریم و چیزی را که می‌گوییم عین واقیعت است. به طور مثال کشور مصر. آنها هم به ما اجازه ندادن که در مرز حضور داشته باشیم. می‌توانید تصور کنید که مصر این چنین کاری با ما بکند؟


 

15 سال است که در قاهره دفتر منطقه‌ای داریم. چند روز پیش به ما گفتند که نیازی نیست شما در مرز حضور داشته باشید. این محدودیت‌های ماست برای کمک به همراه هلال احمر ایران. اما سعیمان را می‌کنیم.


 

مطالبی که به عرض شما رساندن به طور روزانه با هلال احمر ایران مطرح می‌کنیم و با آنها جلسات منظمی داریم.


 

محور اصلی برای انجام فعالیت‌ها و اقدامات صورت‌گرفته، جمعیت هلال احمر فلسطین است. اینجا مهم نیست که هلال احمر فلسطین به چه حزب و سازمانی وابسته است. در حال حاضر قبول کرده‌اند هزار تن از محموله بشردوستانه ایران را قبول کنند. اما در حال حاضر تحت فشار زیادی هستند. ما از آنها پرسیدیم که آیا می‌توانند همه 2 هزار تن را قبول کنند؟ اما هیچ جوابی به دست ما نرسید.


 

در این خصوص دو راه داریم:


 

الف) راه اول اینکه محموله را در عقبه تحویل بگیریم و بعد وارد غزه کنیم. البته اگر اسرائیلی‌ها به ما اجازه ورود به غزه را بدهند. چون برای ما سخت است که به اسرائیل بفهمانیم هلال احمر ایران یکی از همکاران صلیب است و این کمک‌ها برای امور بشردوستانه به مردم فلسطین است. اما ما این تعهد را داریم که در این جریان نظامیان اسرائیلی را به چالش بکشیم.


 

ب) راه دوم این است که هلال احمر ایران و هلال احمر مصر همکاری کنند و محموله را به غزه برسانند.


 

یکبار دیگر لازم می‌دانم بگویم که وظیفه خاموش کردن این آتش(خانه اول یا همان اسرائیل) وظیفه دولت‌هاست و دولت ایران عملکرد شجاعانه‌ای در این راستا داشته است. صلیب سرخ وظیفه‌اش خاموش کردن آتشی است که در حاشیه آن بوجود آمده است.


 

وظیفه ماست که در منطقه حضور داشته باشیم و اگر اسرائیل از ما بهانه‌ای بدست بیاورد و به واسطه آن ما را بیرون کند ما موفق عمل نکرده‌ایم. یک سری از سازمان‌ها، سازمان‌هایی هستند که مستقیماً با آتش اصلی سروکار دارند و یک سری دیگر با پیامدهای آن. نهادهایی که با آن خانه اول برخورد می‌کنند شاید به صلیب سرخ نیازی نداشته باشند، اما ما به شما نیاز داریم، به خصوص در غزه. به دلیل اینکه نیروهای صلیب سرخ که در غزه حضور دارند، شاهدان جنایات اسرائیل هستند. باعث تأسف است که کسانی که اخبار را می‌بینند این درد را احساس نمی‌کنند که ساکنین غزه انگار در جهنم زندگی می‌کنند.


 

برای ما حائز اهمیت است که شما بدانید، شما به ما نیازی ندارید و آن حمایتی که شما می‌خواهید را صلیب نمی‌تواند انجام دهد، اما ما به شما نیاز داریم و صلیب از شما می‌خواهد از کار ما حمایت کنید. شما خانه اول را خاموش کنید.


 

هر اظهارنظری که ایران در مورد کار صلیب سرخ داشته باشد برای ما حائز اهمیت است. من باید مواظب اظهارنظرهای خودم و صلیب باشم که اسرائیل به ما اتهام ضداسرائیلی بودن را نزند. ما به محدودیتهایی که با آن مواجه بودیم و همچنین عملکردهای ضعیف صلیب در این موضوع آگاه هستیم و می‌دانیم. یکی از دلایلش این بود که ما نتوانستیم ماهیت اصلی انقلاب و بُعد معنوی آن را درک کنیم. بنابراین در مذاکرات با ایران یکسری محدودیت‌هایی را برای خودمان قائل شدیم. مذاکراتی که اشاره کردم، در آن زمان می‌توانستیم برقرار کنیم . آن مذاکرات امروز برقرار شده است.


 

آن دید و درکی که امروز صلیب سرخ از آسیای مرکزی دارد در واقع همان دیدگاهی است که ایران نسبت به منطقه دارد. در عراق مشکلات امنیتی یکی از مشکلات بزرگ ما بوده است. لازم نیست که من به شما بگویم که چه محدودیت‌هایی در عراق داشتیم. ما در عراق اظهارنظر علنی نکردیم اما در ایران این فرصت بوجود آمد. این اشتباهی بود که مقامات عالی رتبه صلیب در آن زمان دچار شدند این بود که می‌دانستند در ایران می‌توانند اظهارنظر علنی کنند و در عراق هم به دلیل مشکلاتی که بود نتوانستند و اینطور به ذهن آمده که صلیب نخواسته که در این مورد کاری انجام دهد.


 

صدام در عراق اسیرانی را کشته که جزو سپاه پاسداران بوده‌اند و ما نمی‌دانستیم که آنها کشته شده‌اند و فکر می‌کردیم که آنها در جایی پنهان شده‌اند البته آن را هم علنی نگفتیم چون از صدام می‌ترسیدیم.


 

از نظر ما این یک عدم صلاحیت برای ما بود که دچارش شدیم. ما یک نوع سردرگمی داشتیم و این باعث شد که همه فکر کنند ما از عراق طرفداری می‌کنیم. اما امروز صلیب آگاه است که اگر می‌خواهد درک درستی داشته باشد باید تحولات را از نگاه ایران ببیند.


 

در مورد افغانستان و پاکستان هم با همین دید داریم نگاه می‌کنیم. افغانستان برای من خیلی عزیز است چون از سال 1993 تا 1996 در آنجا فعالیت داشتم. در سال 1995 این فرصت بوجود آمد که یک صلحی بوجود بیاید ولی این هدف تحقق پیدا نکرد چرا که جامعه بین الملل ترجیح داد که به حرف اسلام‌آباد گوش دهد.


 

در مورد غزه خیلی عصبانی هستیم. ولی می‌دانید اگر روزی برسد که نتوانیم حضور فیزیکی داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم اسناد جنایات اسرائیل را ثبت کنیم و این همان چیزی است که اسرائیل می‌خواهد.


 

خودم شخصاً به رئیس جمهور وقت آن موقع کوزوو یک گزارش محرمانه‌ای دادم. البته در آنجا شرایط فرق می‌کرد چون دولت تغییر پیدا کرد اما دولتی که روی کار آمد توانست این درک را داشته باشد از وقایعی که علیه آلبانی‌تبارها در جنگ کوزوو اعمال شده بود و این نتیجه حضور ما در کوزوو و ثبت وقایع آن بود.


 

بار دیگر از صداقت اظهارات شما تشکر می‌کنم و می‌دانم که از سازمان ما یک انتظاراتی می‌رود.


 

مذاکراتی که الآن می‌شود اهمیت بسیار بالایی دارد. مطلبی که می‌خواهیم به آن برسیم این است که صلیب جانبداری اسرائیل را نمی‌کند و طرفدار قربانیان جنگ است. علنی صحبت نمی‌کنیم اما اسرائیل می‌داند که نمایندگان صلیب سرخ که در فلسطین هستند بی‌طرف نیستند. شاید این موضوع را علنی نگویند اما در قلبشان طرفدار مردم فلسطین هستند.


 

خیلی تأسف‌بار است که هرگاه وقایعی که در آن محدوده اتفاق می‌افتد اعتبار غرب در دنیا خدشه‌دار می‌شود و این ضعیف‌ترین مردم هستند که باید بهای این موضوع را بپردازند. هزینه آن مسیری را که اسرائیل در پیش گرفته برای اینکه بقای خودش را تضمین کند...


 

نام :
پست الکترونیکی :
نظر :
نظر :
Copyright 2008 Pouyanews Develope By MonjieMelal
نقشه سایت | پرسش و پاسخ | تماس با ما