پس از روی کار آمدن دولت دهم تغییرات گسترده ای درحوزه فرهنگی صورت گرفت که در این تغییرات همراه شدن مدیران این حوزه با هنرمندان و بخصوص سوپر استارها بسیار مشهودتر از سایر تغییرات بود.
اما در عین اینکه قرار گرفتن متولیان فرهنگی در کنار هنرمندان اقدامی قابل تقدیر است ولی برخی از مدیران این حوزه با متوسل شدن به هنرمندان در تلاش بودند تا از این طریق بتوانند آنها را با خود همراه کنند و یا به قولی دل آنها را بدست آورند و چهره ای هنرمند دوست! از خود به نمایش بگذارند. لازم به یادآوری است که در این مهم چند نکته نهفته است:
اول اینکه اینگونه متوسل شدن به هنرمندان که گاهی به عکس یادگاری گرفتن هم منتهی شده، باعث می شود تا در صورت هرگونه خطای سهوی یا عمدی از سوی آنها، این خطا به حساب دولت هم نوشته شود و در مقابل مردم نسبت به دولت و نظام دلزده و دلچرکین شوند.
ثانیا وقتی اینگونه نادیده گرفتن ارزشها در تعامل با برخی چهره های سینما از سوی مقامات ارشد دولت هم صورت گیرد، ممکن است توهماتی صورت بگیرد مبنی بر اینکه همیشه و در هر شرایطی آنگونه که این هنرپیشه ها صلاح می دانند باید عمل شود! یقینا اینگونه تعاملات بدون ضابطه و تبعیض گونه علاوه بر آثار سوء فرهنگی در جامعه، هنرمندان حقیقی کشور را نیز دلسرد خواهد کرد.
اما نکته ای با هنرمندان :
هنرمندان و بازیگران سینمای ایران بخشی از سرمایه های فرهنگی کشور هستند و علاوه بر اینکه رشد این هنرمندان با سرمایه های مادی و معنوی کشور بوده است ،حضور مستمر و تلاشگر برخی از این هنرمندان باعث ارتقای سینمای ایران هم شده است ،با این تفاسیر انتقاد سایت جهان از برخی فیلمها هرگز بدلیل نگاه حذفی به سینما نبوده است و نمی تواند باشد. و این رسانه همچون سایرین ضمن رصد نقاط ضعف و یا قوت هنر و هنرمندان و اطلاع رسانی شفاف و بدون غرض ورزی در این زمینه،خواستار ارتقا فرهنگ کشور و رسیدن آن به جایگاه شایسته می باشد.
باید بپذیریم چهره های مشهوری چون هنرپیشه ها و فوتبالیستها علی رغم توانمندی اشان در حوزه تخصصی به جهت بافت جوان کشور الگوی بسیاری از نوجوانان قرار می گیرند که حمایتهای بی چون و چرا بدون بیان نقاط ضعف و راهبرد اصلاحی می تواند تلقی حمایت نظام اسلامی را از هر اشتباه این افراد بویژه در قشر عوام ایجاد نماید.
شایسته است مدیران فرهنگی به جای تعامل یک طرفه با این اقشار که تلقی باج دادن به آنها را در اذهان متبادر می کند سعی نماید با کمک آنها ارزشهای ملی و دینی را به عنوان راهبردی برای اصلاح جامعه در حوزه فرهنگ و هنر انتخاب نماید.
نکته ای که یقیناً برای حتی هنرپیشه هایی با سلایق مختلف فکری و سیاسی خوشایند تر از نگاه تیبلیغی و ابزاری به آنهاست. |