فوتبال ایران در روزهایی که شباهت به خواب زمستانی دارد حتی بیش از روزهای حساس لیگ جنجالی و حاشیهساز شده است فصل نقل و انتقالات در فوتبال ایران به معنی فعال شدن حلقهای نه چندان مشخص و آشکار است که زندگی آنها در معاملات مربوط به بازیکنان، مربیان و حتی سایر عوامل میگذرد. گروهی دلال و به اضافه شماری از واسطه های! ورزشی ،و چند باشگاه صنعتی عامل اصلی افزایش قیمت فوتبال در ایران هستند.
باشگاههای استیلآذین و سپاهان زودتر از سایر باشگاهها دست به کار شدند و با پیشنهادهای نجومی ناخواسته قیمت بازیکنان 200 میلیونی را به 800 میلیون رساندند .
نمونه ساده مبلغ قرارداد عماد رضا با باشگاه الزمالک است که در ازای 3 فصل 600 هزار دلار معادل هر فصل حدود 200 هزار تومان دریافت می کند و...
تحرکات وسیع باشگاه استیلآذین در بازار نقل و انتقالات و جذب بازیکنان مطرح که به واسطه پیشنهادهای نجومی حسین هدایتی عطای حضور در تیمهای بزرگ و پرطرفدار را به لقایش بخشیدند .
پس از ثبت قرارداد با سیاوش اکبرپور، سوشا مکانی و میلاد زنیدپور، قرار رسمی حسن اشجاری هم امضا شد که البته خبر دقیقی در مورد مبلغ این قرارداد در دست نیست. با این حال پیشنهاد استیلآذین به حدی چشمگیر بوده که اشجاری قید حضور در لیگ امارات را زد و برای دریافت رضایتنامهاش 300میلیون به باشگاه ذوبآهن پرداخت کرد.!
حسین کاظمی دومین بازیکنی بود که رسما به استیلآذین پیوست. البته مهرزاد معدنچی هم به یکباره سر از استیل آذین درآورد! و....
تقسیم نابرابر بودجه میان تیمهای دولتی!
جدایی جانواریو از استقلال و پیوستن این بازیکن برزیلی به باشگاه سپاهان با دریافت رقمی بالغ بر یک میلیارد و 200 میلیون تومان بیش از هر چیز نگاهها را متوجه بودجهای که در باشگاه سپاهان وجود دارد، میکند.
امروز میتوانیم این پرسش را مقابل خود قرار دهیم که چرا باشگاهی با وسعت و تأثیرگذاری استقلال از این سرمایه اقتصادی برخوردار نیست تا بازیکنانی که خود ساخته را حفظ و نگهداری کند؟ اما در باشگاهی که وسعت و تأثیرگذاریاش به اندازه باشگاه استقلال نیست این سرمایه عظیم اقتصادی وجود دارد؟
گویا زمان در جهت معکوس حرکت میکند. پیشتر شاهد بودیم دیگر باشگاهها با ساختن و پرورش بازیکنان و تزریق بازیکنان شاخص خود به باشگاههای بزرگی مانند استقلال و پرسپولیس به پروسه تقویت این تیمها کمک میکردند اما امروز زمان چنان در حال وارونه حرکت کردن است که میبینیم استقلال و پرسپولیس در جهت تقویت دیگر باشگاهها گام برمیدارند.
شاید امروز به دلیل اینکه باشگاه استیلآذین از جیب حسین هدایتی ارتزاق میکند و جزو معدود باشگاههای خصوصی فوتبال محسوب میشود، نتوان این تیم را به خاطر پرداختهای میلیاردی به بازیکنان شاخص لیگ مورد انتقاد قرار داد اما درباره باشگاه سپاهان نمیتوانیم این تفاوت را قایل شویم. باشگاه سپاهان یک باشگاه دولتی است؛
با بودجهای که از کارخانههای زیر نظر دولت تأمین میشود، مثل باشگاه پیکان، ذوبآهن و باشگاه سایپا. فولاد خوزستان، تراکتورسازی تبریز، شاهین پارس و راهآهن نیز جزو باشگاههای دولتی محسوب میشوند اما تفاوت آشکاری است میان بودجهای که هر سال در اختیار سپاهان قرار میگیرد و به تیمهای دیگر پرداخت میشود. این تفاوت وقتی آشکارتر جلوه میکند که میبینیم باشگاه استقلال که خود جزو یکی از باشگاههای دولتی است نه از سرمایههای سخت افزاری آنچنانی بهرهمند است و نه از بودجه کافی که با باشگاه سپاهان برابری کند. به همین دلیل جانواریو با تفاوت آشکاری که میان پیشنهاد باشگاه استقلال و سپاهان وجود داشت به این تیم اصفهانی پیوست .
تردیدی نیست اصلیترین علتی که باعث کوچ بازیکنان نامدار به اصفهان شده به دست آوردن پول و دستمزد بیشتر است .
چه تضمینی است باشگاهی که براساس سقف قرارداد به بازیکن پول میدهد، دیگر به آن بازیکن پول زیرمیزی ندهد؟
فصل نقل و انتقالات در فوتبال را باید دوره جنگ تمام عیار فوتبال علیه اعصاب و روان ملت قلمداد کرد؛ روزهای گرم و کشداری که شهروندانی با حداقل درآمد- و شاید هم در زمره 20 -درصد بیکار بدون درآمد! - مجبور می شوند هر روز صبح، برای دقایقی شرایط سخت زندگی خودشان را فراموش کنند و غم ستاره هایی را بخورند که به خاطر تقلیل پیدا کردن مطالبه 700 میلیون تومانی شان برای یک سال بازی به 600 میلیون تومان ناقابل، زانوی غم بغل گرفته و شهر را به هم ریخته اند.
به هر حال این روزهای لعنتی فصل نقل و انتقالات است که آبستن رد و بدل شدن حیرت انگیزترین ارقام بین بازیکنان و مدیران می شود و رهگذر آن موجی از اندوه و سرخوردگی را برای جامعه ای که زیر خط فقر است به جای می گذارد. آیا واقعاً این عددهای نجومی، برازنده بازیکنان ایرانی است؟ نمی شود با تردید به این موضوع نگاه نکرد! و... |